مسئله 14-11: ذره ای با m/s -8 است . در t = 4s و وقتی  v = 16 m/s است ، x = 4m . الف) زمان متناظر با v = 0 ،و (ب) سرعت و مسافت کل طی شده را در t = 11 s به دست آورید .

مسئله 21-11: ذره ای از x = 0 بدون سرعت اولیه و با شتاب a = 0.8   v + 49 شروع به حرکت می کند که در آن a بر حسب m/s و v بر حسب m/s است . (الف)  ذره در وقتی که v = 24 m/s است در کجاست؟ (ب) سرعت ذره در x = 40 m  چقدر است؟

مسئله 26-11: ذره ای از مکان  x = 0  با سرعت اولیه 9m/s به طرف راست پرتاب می شود.اگر شتاب این ذره از رابطه  a = -0.6 v به دست بیاید ، که در آن a و v به ترتیب m/s و m/s  است، (الف) ذره در لحظه ای که سرعت آن 4m/s است چه مسافتی را طی کرده است ؟ ( ب) در چه زمانی v = 1m/s است ؟(ج) زمان لازم برای پیمودن  مسافت 6m چقدر است ؟

مسئله 33-11: راننده ای با سرعت 36km/h وارد بزرگراه می شود و به طور یکنواخت  تا 90km/h  شتاب می گیرد. راننده از روی مسافت سنج داخل ماشین متوجه می شود که در طی شتاب گرفتن 0.2km را طی کرده است .(الف) شتاب اتوموبیل و (ب) زمان لازم برای رسیدن  به 90km/hرا تعیین کنید ؟

مسئله 37-11:دونده ای در 35m اول یک مسابقه دو 100m  به طور یکنواخت شتاب می گیرد و با سرعت ثابت ادامه می دهد .اگر این دونده 35m اول را در 5.4s طی کرده باشد .(الف) شتاب (ب) سرعت نهایی و (ج) زمان رسیدن به خط پایان را حساب کنید؟

مسئله 42-11:جعبه هایی به فواصل زمانی مساوی Tr روی شیبی قرار داده می شوند و با شتاب یکنواخت به پایین می لغزند.موقع رها کردن هر جعبه B جعبه قبلی اش  A مسافت 6m را طی می کند و 1sبعد هم فاصله آنها  به 10m  می رسد . (الف) مقدار Tr و (ب) شتاب جعبه ها را تعیین کنید.

مسئله 52-11:در وضعیت نشان داده شده ، طوقه B با سرعت 0.3m/s پایین می آید.(الف) سرعت طوقه A ، (ب) سرعت قسمت C کابل و (ج) سرعت نسبی قسمت C کابل نسبت به طوقه B را تعیین کنید .

مسئله 53-11: قطعه B با سرعت ثابت 300mm/s به طرف راست حرکت می کند .(الف) سرعت لغزش قطعه A (ب) سرعت قسمت C کابل (ج) سرعت قسمت D کابل و (د) سرعت نسبی قسمت C  کابل نسبت به قطعه A را تعیین کنید .

مسئله 69-11: دو نقطه وارسی A و B در یک بزرگراه به فاصله 12km از هم واقع شده اند. حد سرعت برای 8km اول و 4km آخراین قسمت از بزرگراه به ترتیب 100km/h و 70km/h است  .راننده ها باید در هر نقطه وارسی توقف کنند و زمانی که برای نقطه A تا B  تعیین شده 8.33 دقیقه است . اگر راننده ای با آهنگ ثابت یکسانی سرعتش را افزایش و کاهش بدهد  و سرعت مجاز را هم تا حد امکان رعایت کند ، شتابش چقدر است؟

مسئله 71-11 :کامیونی  با سرعت ثابت 75km/h از کنار اتوبوسی که در کنار بزرگراه توقف کرده است عبور می کند دو دقیقه بعد ، اتوبوس با شتابی یکنواخت شروع به حرکت می کند تا اینکه سرعت آن به 100km/h می رسد و بعد با همین سرعت ادامه می دهد . 12دقیقه پس از عبور کامیون از کنار اتوبوس ،اتوبوس 0.8km از کامیون جلو می افتد. (الف) اتوبوس کی و کجا  از کنار کامیون گذشته است ؟(ب) شتاب یکنواخت اتوبوس چقدر بوده است ؟

مسئله 120-11 :هواپیما های A و B  در ارتفاع یکسانی در پروازند و راس گردباد C را دنبال می کنند. سرعت نسبی C نسبت به A برابر با Vc/a =470km/h    75  و نسبت به B برابر با Vc/b = 520km/h    40  است .(الف) بزرگی و زاویه سرعت نسبی B نسبت به A چقدر است ؟ (ب) اگر رادار روی زمین سرعت گردباد را 48km/h  و به سمت شمال نشان بدهد ، بزرگی و زاویه سرعت A چقدر است ؟(ج) تغییر مکان C نسبت به B  در طی 15 دقیقه چقدر است ؟

مسئله 140-11 : در لحظه معینی  از یک مسابقه هواپیمایی ، هواپیمای A در حال پرواز  افقی در خط راست و سرعت آن با آهنگ 8m/s  در حال افزایش  است. هواپیمای B در همان ارتفاع هواپیمای A است و در حال دور زدن دایره ای به شعاع 300m است اگر در لحظه مورد نظر سرعت B با آهنگ 3m/s در حال کاهش باشد برای مکان هایی که نشان داده شده .( الف) سرعت B  نسبت به A  و (ب) شتاب B  نسبت به A  را تعیین کنید.

سری سوم :
12-5: یک بازیکن هاکی گوی را طوری می زند که گوی پس از 9s و 30m لغزش روی یخ متوقف می شود .(الف) سرعت اولیه گوی و (ب) ضریب اصطکاک میان گوی و یخ را حساب کنید >

12-6: اتوموبیلی از حال سکون شروع به حرکت می کند . بیشترین سرعت نظری قابل وصول برای این اتوموبیل را پس از طی مسافت400m  حساب کنید. فرض کنید ضریب اصطکاک ایستایی میان لاستیک ها و جاده برابر با 0.80 و (الف) اتوموبیل دیفرانسیل جلو است و 62 درصد وزن آن را چرخ های جلو تحمل می کنند.(ب) اتوموبیل دیفرانسیل عقب است و 43 درصد وزن آن را چرخ  های عقب تحمل می کنند.

۱۲-۲۶: فنر AB به پایه A و طوقه B به جرم m متصل شده است . طول طبیعی فنر برابر با L و ثابت آن برابر با K  است . طوقه را از حالت سکون در X=X0  رها می کنیم . بزرگی سرعت طوقه را موقع عبور از نقطه C تعیین کنید.اصطکاک میان طوقه و میله افقی را ندیده بگیرید .

12-40 : دو سیم AC و BC  را در نقطه C  به یک گوی 7 کیلو گرمی بسته ایم . گوی با سرعت ثابت v  در دایره ای افقی می چرخد . 55 = 0 , 35 = 0  , d =1.4 m است . گستره مقادیر v  را طوری کنید که هر دو سیم کشیده بمانند.

۱۲-۴۷: قسمتی از یک مسیر سورتمه سواری که در شکل زیر می بینید در صحفه قائم واقع شده است . بخش های AB , CD  شعاع های انحنایی مطابق شکل دارند. و بخش BC  راست و زاویه آن با سطح افق 20 است . ضریب اصطکاک جنبشی میان سورتمه و مسیر 0.10 و سرعت سورتمه در B برابر با 8m/s است.مولفه مماسی شتاب سورتمه را (الف) درست قبل از رسیدن به B (ب) درست پس از عبور از C تعیین کنید

۱۲-۵۸: ورق تختی با آهنگ ثابت 14rad/sحول قائم AD دوران می کند.شکافی به شکل نیم دایره به شعاع 254mm در این ورق تعبیع شده و قطعه کوچکی به جرم 363g در آن قرار داده شده است تا موقه دوران ورق در شکاف بلغزد .ضریب های اصطکاک برابرند با u =0.35 ,u = 0.25. ایااگر قطعه را در وضعیت متناظر با (الف) 80= 0 و (ب) 40 = 0 رها کنیم خواهد لغزید یا نه.بزرگی و راستای  نیروی اصطکاک وارد بر قطعه بلافاصله پس از رها کردن آن چیست؟

سری چهارم
۱۳-۲۷: قطعه ای به جرم ۵kg به فنر آزادی با ثابت K = 2kn/m  متصل است.ضرایب اصطکاک ایستایی و جنبشی بین قطعه و سطح به ترتیب 0.60 و 0.40 است. اگر نیروی برابر با F  به تدریج بر قطعه وارد شود تا اینکه کشش در فنر به 90N  برسد و سپس ناگهان حذف شود (الف)قطعه قبل از توقف چقدر به سمت چپ حرکت می کند ؟(ب) آیا قطعه بعد از توقف به راست بر می گردد؟

۱۳-۳۰: طوقه C به جرم 4kg روی میله افقی ای بین فنر های Aو B می لغزد.اگر طوقه را به طرف راست برانیم تا فنر B  به اندازه 50mm متراکم شود و بهد آن را رها کنیم ، طوقه چه مسافتی را طی خواهد کرد ؟فرض کنید که  ( الف) بین طوقه و میله اصطکاک در کار نیست.(ب) ضریب اصطکاک برابر با U =0.35 است .

13-33: پیستونی به جرم m و سطح مقطع A تحت فشار P  در مرکز یک سیلندر در حال تعادل است و سیلندر از دو طرف مسدود است. فرض کنید که پیستون به اندازه a/2 به طرف چپ رانده و بعد رها می شود و اینکه فشار در دو طرف پیستون مناسب با عکس حجم تغییر می کند . سرعت پیستون را در موقع بازگشت به مرکز سیلندر حساب کنید. از اصطکاک میان پیستون و سیلندر صرف نظر کنید و جواب را بر حسب A,p,a,m بیان کنید.

۱۳-۴۲: بخشی از مسیر یک قطار تفریحی شامل دو قوس دایره ای CD,AB است که با بخش مستقیم BC به هم متصل شده اند .شعاع AB برابر با 27m و شعاع CD  برابر با 72m است .یک واگن و مسافران آن به جرم 250kg عملا بدون سرعت به نقطه A می رسد و بعد آزادانه در امتداد مسیر سقوط می کند . بیشترین و کمترین مقدار نیروی قائم وارد از مسیر بر واگن را در طی حرکت از A  به D حساب کنید. از مقاومت  هوا و مقاومت غلتشی صرف نظر کنید.

۱۳-۱۲۶:مسئله ۱۲۵.۱۳ را با این فرض حل کنید که قطار در سراشیبی ۵ درصد حرکت می کند . (مسئله ۱۵۲ :بار های روی کف واگن بر یک قطار سریع قرار داردند و تنها نیروی اصطکاک می تتواند مانع حرکت آنها بشود .کمترین مقدار ضریب اصطکاک ایستایی بین یک چمدان و کف واگن باید چقدر باشد تا وقتی که قطار سرعتش را طی  ۱۲s  با آهنگ ثابتی از 90km/h ,200km/h  می رساند .این چمدان نلغزد)

۱۳-۱۲۸: قایق بادبانی ای که با مسافرانش 440kg جرم دارد با سرعت 12km/h  در جهت باد در حرکت است  که بادبان آن باز می کنند تا سرعتش بیشتر شود. چقدر نیروی خالص باید توسط بادبان تامین شود تا سرعت قایق طی 10s به 18km/h برسد؟

۱۳-۱۳۸:می خواهیم برای تغییر فشار داخلی لوله تفنگی به قطر 10 میلیمتر در موقع  شلیک یک گلوله 20گرمی مدل ساده شده ای متشکل از یک تک خط راست به دست بیاوریم . در این تفنگ 1.6ms طول می کشد تا گلوله طول لوله را طی کند و سرعت گلوله در موقع خروج 700m/s است . مقدار P0  را پیدا کنید  

 
 

 

دو کلمه را فراموش مکن:

خدا را، مرگ را

دو کلمه را فراموش کن:

به کسی خوبی کردن، از کسی بدی ديدن

چهار چيز را در چهار جا نگهدار:

در نماز ايستادی،دل نگهدار
در مجلس وارد شدی،زبان نهدار
در سفره ای حاضر شدی،شکم نگهدار
در خانه ای وارد شدی،چشم نگهدار

 
 

لحظه ها

من از دوست داشتن، فقط لحظه ها را می خواستم.
آن لحظه يی که تو را به نام می ناميدم
آن لحظه يی که خاکستری گذرای زمين در ميان موج جوشان مه،
رطوبتی سحرگاهی داشت.
آن لحظه يی که در باطل اباطيل ديگران نيز خرسندی کودکانه يی می چرخيد.
لحظه ی رنگين زمان چای چين
لحظه فروتن چای خانه های گرم،در گذرگاه شب
لحظه ی دست باد بر کيوان تو
لحظه ی نظارت سرسختانه ی ناظری ناشناس بر گذر سکون
من از دوست داشتن تنها يک ليوان آب خنک در گرمای تابستان می خواستم.

 
 

تسليم

از سواد عشق
تنها باران نگاه و طعم بوسه را می دانی
اما زلال نگاهت
آن قدر راهب است
که دل مرا با همه پيچيدگی هايش
به سادگی غريزه بر لبان عشق
تسليم می کند

 
 

کار آموزی

امروز قرار بود ساعت ۸ يه سری می زديم به مدرسه تا دبير در مورد کار آموزی باهامون صحبت کنه...از اونجا که من ديشبش تا ساعت ۳ بيدار بودم امروز ساعت ۳۰/۷ بيدار شدم...تا آماده شدم شد ۱۰/۸ رفتيم سر خيابان يه ماشين دربستی گرفتيم که مستقيم ببرتم مدرسه و رسيدم ديدم بچه ها توی حياط نشستن تا صداشون بکنن برن سر کلاس تا رفتم با همشون دست دادم يه دفعه گفتن بريد سر کلاس (قدم من خوب بود)خلاصه شما بريد تو کاسه...معلم يه مشت چرتو پرت گفت و پرونده کار آموزی به ما دادن که بريم سر کاريمون ...من هم با يکی از دوستام که دوتامون قراره يه جا کار کنيم با هم برداشتيم رفتيم اونجايی که بايد يک ماه وخوردای کار کنيم(برامون دعا کنيد زنده بمونيم).... رفتيم شرکت پرونده رو داديم به رئيس شرکت بهش گفتيم که امروز بی خيال کاربشو از فردا ديگه شروع کنيم...اونم حالی به ما داد گفت بريد اما فردا صبح ساعت ۳۰/۸ اينجا باشيد...اين هم که گفت يه حاله ديگه هم کرديم....بابا خوشم اومد از معرفتيش بهتون بگم اکه يه وقت از توی خيايان رد شديد ديديد ماشين بالا وپايين می ره بدونيد کار من و دوستمه(اين هم مخصوص بچه های بوشهر).خيابونش ديگه بماند...در آخر هم از تمامی نظرهای دوستان هم ممنون...سبز و خرم باشيد... مثل اين.

 
 

التماس

التماس به درگاه خداوند لذت است

گر برآورده گردد رحمت است

گر بر آورده نگردد حکمت است

التماس به درگاه انسان ذلت است

گر برآورده گردد منت است

گر بر آورده نگردد خفت است



 
 

خواستگاری خر

خری آمد بسوی مادر خويش               بگفت مادر چرا رنجم دهی بيش          
برو امشب برايم خواستگاری               اگر تو بچه ات را دوست داری 
خر مادر بگفتا ای پسر جان         تو را من دوست دارم بهتر از جان                  
ز بين اين همه خرهای خوشگل           يکی را کن نشان چون نيست مشکل
خرک از شادمانی جفتکی زد              کمی عر عر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت                 به قربان دو چشمان سياهت
خر همسايه را عاشق شدم من          به زيبايی نباشد مثل او زن
بگفت مادر ، برو پالان به تن کن           برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه                    شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خريدند پای عقدش             یه افسار طلا با پول نقدش
خريداری نمودند يک طويله                 همانطوری که رسم است در قبيله
خر عاقد کتاب خود گشاييد                وصال عقد ايشان را نماييد
دوشيزه خر خانم آيا رضايی           به عقد اين خر خوشتیپ درآيی
يکی از حاضرين گفتا به خنده             عروس خانم به گل چيدن به رفته
برای بار سوم خر بپرسيد                  که خر خانم سرش يکباره جنبيد 
خران عر عر کنان شادی نمودند          به يونجه کام خود شيرين نمودند
به اميد خوشی و شادمانی               برای اين دو خر در زندگانی

 


اين خر هم مثل من عاشقه



 
 

دفترچه کنکور

سلام ...می خوام بدبختی پر کردن يه دفترچه را برای شما بتعريفم ......نزديک يه هفته بود که دفترچه رو از اداره پست گرفته بودم...تو خونه داشت خاک می خورد گذاشته بودم که برادرم بياد با هم بشينيم پرش کنيم...برادرم وقتی هم بود من نبودم...روز سه شنبه بود آخر شب از بيرون که اومده بودم ديدم هستش دفترچه رو اوردم دوتايی افتاديم به جونش پرش کرديم اونجا هايشم که بلد نبوديم گذاشتيم برای امروز...فقط منده بود که يکی از برگه ها رو ببرم مدرسه مدير امضاء  کنه برگردم ... برگه هم بردم امضاء کردم و اومديم خونه دفترچه رو برداشتم که برم پلوی دختر دايم بقيش رو هم پر کنم رفتم توی حياط ديدم  مشغول رنگ کردن دستگاه چسبزن دستمال کاغذی بود ...اسم دستمال کاغذيش هم درين بود. (اين دستمال رو بخريد) از دايم هم سراغ دختر دايم گرفتم اونم خوابيده بود هيچ ديگه دايم اومد با هم نشستيم بقيش هم پر کرديم...مشغول پر کردن بوديم چشمم افتاد به اونجايی که بايد اسم خودت رو بنويسيم...ديدم آقا داداش خراب کاری کرده،تا اسم خودش رو نوشتههيچ ديگه زنگ زدم به پدرم که دفترچه اينطوری شده تا گفتم  .اون هم به يکی از کارمندا گفت بره يکی بخره..من هم رفتم شرکت تا درستيش کنه...پدرم با تيغ و پاکن افتاد به جونش، من هم موبايل تو دستم به پسر خاله پدرم زنگ ميزدم تا برای گرفتن سهميه چه کار انجام داده،از بدشانسی من هم هر چی زنگ ميزدم در دسترس نبود...آخر هم درستيش کرد اما يکم معلوم بود .ترسيدم که گيرنده اشکال بگيره منتظر دفترچه شدم که رفته بودن بخرن ..وقتی اوردن نشستيم پرش کرديم... بعدش تمام برگه ها رو داخل پاکت گذاشتيم...منتظر جوابی که قرار به پسر خاله بابام در مورد سهميه بدن شدم تا آخر هم تلفن پسر...... بابام جواب داد ازش پرسيد موضوع سهميه گفت هنوز گيرش هستم گفت الان من می يام ..ما خبری از اومدن نشد ..ديگه ما هم رفتيم  اداره پست تا ببينيم ميتونيم پاکت رو فردا بياريم ...گفتن که فردا صبح  ميتونين بيارين.ما هم رفتيم خونه ،من هم يه سری وارد اينترنت شدم تا بيبينم کسی به ما هم نظر داده ...ديدم آره بايد يه گونی بياری نظرا رو جمع کنم..بعد بساط نهار افتاد و گرفتار خوردن بودم تا پسر خاله پدرم زنگ در رو زد ما هم بدو بدو رفتيم در رو باز کردم با بابام صحبت کرد که گفت بايد چهار سال مداوم  عضو بسيج باشی..ديگه بی خيال سهميه شديم...ديگه دفتر چه رو دادم بابام که فردا صبح ببرتيش پستيش کنه.

 
 

 

  انسان های  بی عاطفه چه خاليست و عشق بی آزادی چه زندان دردناکی است.

در زندگی ما انسان ها لحظاتی است که در آن مجرد عقل سالم،بدون دريافت عاطفی قلب،بی عقل است.
هر چه آزادترم بگذاری بيشتر از آن تو را خواهم بود و هر چه بيشتر دوستم بداری دوستت خواهم داشت.
(عزيز بی آغوش نزديک من)
موهبت عشق  دو سويه به همراه با اعتماد و آزادی و ايثاری و دو سويه تنها ضمان و وفاداری است.
با اين همه اگر روزی احساس دلهايمان پايان پذيرفت اقراری صادقانه و گسستنی شريف،تنها نشانه آدميزادگی است.
اين شعر هم داشته باشيد...
                                                    پيچيده ام در پيچش
                                                                  پيچ و خم گيسوی تو
                                                    تابيده ام در تابش
                                                                  خورشيد ناب روی تو  
                                                    زين پيچ و تاب نور و آب 
                                                                  ای دوست بيدارم مکن
                                                    خواب بلند و ناب دل
                                                                  می آردم در کوی تو

 
 

دزد سيب زمينی

من نمی دونم چرا اينقدر سيب زمينی دوست دارم ...اما فکر کنم تنها چيزی است که همه عاشق خوردنش هستند...يه روز مادرم تصميم داشت برای نهار شنيستل مرغ همراه سيب زمينی بسازه...شنيستل ها رو سرخ کرد بعدش هم نوبت سرخ کردن سيب زمينی ها رسيد...ما هم داخل اتاق  گرفتار درس خوندن بوديم فهميديم  که قرار سيب زمينی سرخ بشه ...هيچ ما آماده حمله بوديم... گذاشتيم مقداری از سيب زمينی ها سرخ بشه بعد ما حمله رو شروع کنيم و ديديم نوبت اول سيب زمينی ها سرخ شد .من ميخواستم زودتر حسابيشون برسم ولی برادرم زودتر وارد عمل شده .برای من هم اورد ولی بخاطر اينکه  مخلوط سس بود من نخورم(عمدی کرد) هيچ من هم پريديم تو آشپزخانه ...ديدم نوبت دوم هم سرخ شده من صحبت رو با مادرم شروع کردم و منم يواش يواش رفتم سراق سيب زمينی ها ..يکم دستبرد زديم ولی خانم پليسه اومد گرفتم.بعد از کمی التماس من رو ول کرد ما هم رفتيم سراق کارمون و دلم می سوخت  سيب زمينی ها اونجا هوا بخورن سردشون بشه. بازم رفتم سراقشون ولی مادرم زرنگتر بود سيب زمينی ها رو قايم کرد  بود ... من هم از رو نرفتم گشتمو گشتمو تا آخر پيداش کردم يکم زديم تو رگ ولی مادرم ظرف رو برداشت با خودش برد توی اتاق من هم دنبالش دو اما رفت تو اتاق در هم قفل کرد ...گرفتار نماز شد من هم اذيت کردم گفتم نه سرهر سجده يکی بندازی تو دهنت هيچی ديگه بعد از نماز سفره انداختيم سه برادری زديم تو گوشه سيب زمينيا.